![]() |
![]() |
|
|
سلام خوبی؟....یه مدتی بود مث همیشه ننوشته بودم روحیه ام خراب شد....خوب این اواخر در دوران خوب و شیرین تعطیلات میان ترم دارم سیر می کنم ....اگه تو این دوران از بی کاری کپک نزنم .... خیلی حرفه!! یه سری اتفاقات افتاده که منو دچار توهم کرده من خیلی جنبه ترس و وحشت رو دارم....چند روز پیش به خودم سور هم زدم.... داشتم تو وبلاگها دنبال یه چیزی می گشتم یهو دیدیم یه جا نوشته اگه می خواهید عکسهای چندش اور ببینید اینجا کلیک کنید..... از اونای هستم که هم دوست ندارم ببینم هم می خوام بدونم چه خبره.....اخر روش کلیک کردم بعدم تا بیاد بالا حواس خودمو پرت کردم که نترسم ماماننننننننننننننننننن ..... چنان جیغ زدم که خودم ترسیدم....بعدم از رو صندلی پریدم کنار.....می ترسیدم به مونیتور نیگا کنم واقعا بد ترین چیزی که می شد رو دیده بودم.....نمی تونم بگم چی بود...هر چی بود خیلی کثیف و زشت بود..... کامل از اشتها افتاده بودم حالا این باز خوبه...یه صحنه بود....یه موقع های با اینکه می دونم جنبه ندارم به زور با لج ولجبازی از داداشم فیلم ترسناک می گیرم یه بار یه مدتی باید خونه مامانم اینا می موندم...از سر بیکاری رفتم تو اتاق داداشم و یه کتاب زیر تختش پیدا کردم...کتاب درخشش ...نمی دونم خوندید یا نه...با فیلمش زمین تا اسمون فرق می کنه....از اونجای که سرعت خوندنم بالاس خلاصه که اینا رو گفتم که بگم باز من امروز یه فیلم وحشت ناک دیدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 16:38 توسط گیلاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
هوریزان جونم زرشکی جونم نیلوفر جونم کوچولو های عزیز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|