![]() |
![]() |
|
|
سلام
تقریبا هشت روز از اپ قبلیم میگذره.... راستش تو این روزها هیچ اتفاق خواصی برام نیفتاده اخه تو تعطیلات میان ترم هستم ...چیز جالبی ندارم بگم.....البته یکی دو مورد هس که گفتنشون خارج از لطف نیس..... راستش اونهمه موقع امتحانا خودم پرپر کردم اخرش دو تا استاد بد حالمو گرفتن....بگذریم....گذشت....اما این دو تا امتحان که نمره اش خوب نشده بود .جزو اولین امتحاناتی بود که جوابشو داده بودن..بعد دیگه جواب هیچ امتحانی نیامد تا روز انتخاب واحد ...بعدشم باز پنج تا درس بدون نمره داشتم....یعنی فقط چهار تا درس رو میدونستم چند شدم.....با وجود این شرایط انتخاب واحد کردم و گذاشتم یه روز قبل از این چهار روز تعطیلی فک کنم سه شنبه بود....رفتم که نمره امتحاناتم رو ببینم.... ما نتیجه رو تو کامپیوتر می بینیم و اگه کسی دور و بر ادم باشه راحت می تونه نمره ها رو از رو مونیتور ببینه وقتی برگشتم دیدم پسره اینطوری نیگام می کنه این روزا که دهه محرم با دهه فجر قاطی شده بود خیلی ها قاطی کرده بودن.....از جمله ایدین که راه می رفت تو خونه داد میزد.....وای به حالت بختیار اگه امام حسین فردا نیاد یا پسر دایی خودم که شنیده بود موقع سینه زدن اسم می برن فک می کرد اسم فک و فامیلش رو باید بگه ....هی سینه میزدبعدشم بلند بلند میگفت...یا حسین (اسم داییشه)...یا زینب (اسم خالشه)....یا مامانی خریبا (مامان فریبا ).... یا حامد (باباشه).... خوب دیگه منم این روزها کلی مشغولم ....شب تا صبح خواب صبح تا شبم خواب...البته یه دو ساعتی بینش پا میشم به زمین و زمان غر میزنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 18:37 توسط گیلاس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
هوریزان جونم زرشکی جونم نیلوفر جونم کوچولو های عزیز آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|